|
منتظر نظراتتون هستم. + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 8:35 توسط مریم |
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387 21:22 توسط مریم |
دوباره احساسم اوج می گیرد ،پر می گشاید به آسمان ، دل میسپارد به باد ،دست در دست امید رهسپار چشمان شب زده ی تو می شود.دوبا ره احساسم اوج می گیرد، بیشتر از پیش دل تنهایم سرخی شفق را به نظاره می نشیند.همچون رویای شبانه ام ،رو یایی که مست می شود از جام تهی ،رو یای که می ایستد ....می ایستد و بیکران را نظاره می کند .تو که نقاش قهار آسمان چشم منی این بار من هم سبک بار اوج می گیرم ...آیا جایی برای دل غم زده ی من داری؟؟؟؟ + نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387 13:17 توسط مریم |
من برای او می نویسم اویی که فراموش نمی شود.
دلت را دریا کن ،دریایی که موجش ساحل قلب معشوق را ویران نکند. در یایی که رنج های کشیده را مانند قطره ی کوچکی در خود جای دهد،قطرات اشک معشوق را در بیکران خود پنهان کند.دلت را دریا کن و بگذار ساحل قلب معشوق را شست و شو دهد و هیچ صدفی در آن دفن در ذرات بی احساس خیانت نشود.
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387 16:43 توسط مریم |
غروب را پشت شیشه جا بگذار و پنجره را ببند ،و در آن سو خورشید جاودان عشق را در قلبت جا بده،به بغض آسمان خیره شو ،خود آرام آرام ببار .ابر ها را یکی یکی ورق بزن تا به آسمان صاف و یکرنگ صداقت برسی،گام هایت را در پیچ و خم زندگی استوار تر بگذار و هیج هراسی به خود راه مده. **************************************************** اول به وفا می و صالم در داد چون سست شدم جام جفا بر سر داد پر آب،دو دیده و پر از آتش ،دل خاک ره او شدم به بادم در داد. ***************************************************** آموخته ها ی کوچک من. آموخته ام که هیچ وقت سریع قضاوت نکنم . آموخته ام که انسان های بزرگ هم گاهی اشتباه می کنند آموخته ام که همیشه بخندم. آموخته ام که نگذارم کسی عصبانیتم را ببیند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوی پرتاپ نگاه نکنم . آموخته ام هر گاه ترسیده ام شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته به کسی جز خدا نباشم. + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 18:15 توسط مریم |
دلم تنگه برای تو که دوستش دارم۰
زندگی یعنی انتظار برای کسی که دوستش می داری ۰ زندگی این همه سخت نیست. زندگی یعنی حضور در دقیقه ها ،زندگی یعنی یک لبخند از ته دل،زندگی یعنی عشق با تمام وجود،زندگی یعنی رشد با تمام توان،زندگی یعنی قدردانی از مهربانی ها،زندگی یعنی انعطاف در نا همواری ها،زندگی یعنی لذت بردن از دقیقه ها ،زندگی یعنی به ثمر رساندن توانایی و استعداد ها ،زندگی یعنی سر سختی برای عبور از نا خواسته ها ،زندگی یعنی حفظ امید و داشتن رویا برای فرداها ، زندگی یعنی داشتن طرح و نقشه برای فتح آینده ،زندگی یعنی درک لذت نزدیک بودن به خدا ،زندگی یعنی درک لذت حضورش در تک تک ثانیه ها ،زندگی یعنی مهربانی با تمام بضاعت، زندگی یعنی بخشش با رضایت خاطر در اوج قدرت ، زندگی یعنی امیدواری با تمام شهامت ،زندگی یعنی غرق شدن در شیرینی لبخند یک کودک ،زندگی یعنی تنهایی و کشف خدا زندگی یعنی گم نکردن خود در بالا ترین رتبه ها زندگی یعنی شاد کرد ن دل ها حتی در کوتاهترین فرصت ها ،زندگی یعنی قدر دانی از نعمت ها ،زندگی یعنی کسب تجربه از گذشته ها زنگی یعنی باور کنیم که بی تکرار است زندگی یعنی اینکه بدانیم آوردن دیروز به امروز محال است ،زندگی یعنی قدر دانستن امروز قبل از آن که بگذرد ،زندگی یعنی سعی در ساختن زیبا ترین خاطره ها ،زندگی یعنی تلاش برای باقی گذاشتن بهترین اثر از یاد ها. زندگی اجبار است برای خود شناختن۰۰۰ + نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 19:14 توسط مریم |
و چه زیبا میشد کسی زماننی بیاید که قرار نیست۰ بیا با من که من بی یادم،نمی دانم چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غم هایم ،بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم۰ پسندیدم،اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی،اگر بد کردم و هرگز به روی من نیاوردی ،اگر تو مهربان بودی و من نا مهربان،برای دیگران سبزو برای تو خزان بودم،گناهم را ببخش. + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 23:21 توسط مریم |
برای تو می نویسم تو عشق اول۰ دیروز یک چمدان غزل تمام دارو ندارم بود که بی دریغ به پای چشمانت ریختم و تو مغرو رانه گذشتی بی انکه نگاهی به من هدیه کنی اموز چمدان غزل هایم را به حراج گذاشته ام و با هر غزل نکاهی خریدم فردا برای تمام نگاه ها یک غزل خواهم سرود غزل خدا حافظی۰ + نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 11:16 توسط مریم |
فکر می کنی که چقدر به خدا نزدیکی؟؟
اگه با خدا دوست باشی هیچ وقت احساس شکست و نا امیدی نمی کنی ۰ درستی درکت کنه. این طوری احساس سبکی مکنی. نکات آموزنده۰ لبخند زدن وجود ندارد۰ ،آسمان در توست۰ می خواهیم ،غافل از آنکه خوب ها آسان می آیند، بیرنگ می مانند و بی صدا می روند۰ + نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 11:6 توسط مریم |
چند نکته ی آموزنده۰ پشت ابرو تاریکی ابهلم مخفی است بلکه کار اساسی ما باید صرف آن چیزهایی گردد که در دسترس ما قرار گرفته اند۰ ۰ برای امروز همین ناراحتی ها و مشکلات خودش کافی است۰ فردا هر چه از دستت بر می آید کوتاهی نکن زیرا امروز را گذراندم۰ روز آرزوی کند شدن آن را داریم۰ پیدایش این زخم می شود۰ + نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 22:29 توسط مریم |
|
| |||||